احکام خرید و فروش

احکام خريد و فروش

چيزهايى که در خريد و فروش مستحب است

٢٠٥١ ياد گرفتن احکام معاملات به قدرى که مورد احتياج است لازم است، و مستحب است فروشنده بين مشتريها در قيمت جنس فرق نگذارد و در قيمت جنس سختگيرى نکند و کسى که با او معامله کرده اگر پشيمان شود و از او تقاضا کند که معامله را به هم بزند بپذيرد.

٢٠٥٢ اگر انسان نداند معامله‏اى که کرده صحيح است‏يا باطل، نمى‏تواند در مالى که گرفته تصرف نمايد. ولى چنانچه در موقع معامله احکام آن را مى‏دانسته و بعد از معامله شک کند، تصرف او اشکال ندارد و معامله صحيح است.

٢٠٥٣ کسى که مال ندارد و مخارجى بر او واجب است مثل خرج زن و بچه، بايد کسب کند، و براى کارهاى مستحب مانند وسعت دادن به عيالات و دستگيرى از فقرا کسب کردن مستحب است.

معاملات مکروه

٢٠٥٤ عمده معاملات مکروه از اين قرار است: اول: بنده فروشى. دوم: قصابى. سوم: کفن فروشى. چهارم: معامله با مردمان پست. پنجم: معامله بين اذان صبح و اول آفتاب. ششم: آنکه کار خود را خريد و فروش گندم و جو و مانند اينها قرار دهد. هفتم: آنکه براى خريدن جنسى که ديگرى مى‏خواهد بخرد داخل معامله او شود.

معاملات باطل

٢٠٥٥ در چند مورد معامله باطل است: اول: خريد و فروش عين نجس، مثل بول و غائط و مسکرات، بنابر اقوى در بعضى و بنابر احتياط واجب در بعضى. دوم: خريد و فروش مال غصبى، مگر آنکه صاحبش معامله را اجازه کند. سوم: خريد و فروش چيزهايى که مال نيست. چهارم: معامله چيزى که منافع معمولى آن حرام باشد، مثل آلات قمار و موسيقى. پنجم: معامله‏اى که در آن ربا باشد. و حرام است غش در معامله، يعنى فروختن جنسى که با چيز ديگر مخلوط است در صورتى که آن چيز معلوم نباشد و فروشنده هم به خريدار نگويد، مثل فروختن روغنى که آن را با پيه مخلوط کرده است، و اين عمل را غش مى‏گويند. از پيغمبر اکرم صلى الله عليه و آله و سلم منقول است که فرمودند: از ما نيست کسى که در معامله با مسلمانان غش کند يا به آنان ضرر بزند يا تقلب و حيله نمايد، و هر که با برادر مسلمان خود غش کند، خداوند برکت روزى او را مى‏برد و راه معاش او را مى‏بندد و او را به خودش واگذار مى‏کند.

٢٠٥٦ فروختن چيز پاکى که نجس شده و آب کشيدن آن ممکن است اشکال ندارد ولى اگر مشترى بخواهد آن چيز را بخورد بايد فروشنده نجس بودن آن را به او بگويد.

٢٠٥٧ اگر چيز پاکى مانند روغن و نفت که آب کشيدن آن ممکن نيست نجس شود ، چنانچه مثلا روغن نجس را براى خوردن به خريدار بدهند معامله باطل و عمل حرام است و اگر براى کارى بخواهد که شرط آن پاک بودن نيست، مثلا بخواهند نفت نجس را بسوزانند فروش آن اشکال ندارد.

٢٠٥٨ بايد دوايى را که مثل شراب عين آن نجس است معامله نکنند،ولى معامله دوايى که عينش نجس نيست، اگر به آن احتياج داشته باشند اشکال ندارد.

٢٠٥٩ خريد و فروش روغن و دواهاى روان و عطرهايى که از ممالک غير اسلامى مى‏آورند اگر نجس بودن آنها معلوم نباشد اشکال ندارد، ولى روغنى را که از حيوان بعد از جان دادن آن مى‏گيرند چنانچه در شهر کفار از دست کافر بگيرند و از حيوانى باشد که اگر رگ آن را ببرند خون از آن جستن مى‏کند نجس است و معامله آن باطل مى‏باشد، بلکه اگر در شهر مسلمانان هم از دست کافر بگيرند معامله آن باطل است، مگر آنکه بدانند که آن کافر از مسلمان خريده است.

٢٠٦٠ اگر روباه را به غير دستورى که در شرع معين شده کشته باشند يا خودش مرده باشد، خريد و فروش پوست آن حرام و معامله آن باطل است.

٢٠٦١ خريد و فروش گوشت و پيه و چرمى که از ممالک غير اسلامى مى‏آورند يا از دست کافر گرفته مى‏شود باطل است، ولى اگر انسان بداند که آنها از حيوانى است که به دستور شرع کشته شده خريد و فروش آنها اشکال ندارد.

٢٠٦٢ خريد و فروش گوشت و پيه و چرمى که از دست مسلمان گرفته شود اشکال ندارد، ولى اگر انسان بداند که آن مسلمان آن را از دست کافر گرفته و تحقيق نکرده که از حيوانى است که به دستور شرع کشته شده يا نه، خريدن آن حرام و معامله آن باطل است.

٢٠٦٣ خريد و فروش مسکرات حرام و معامله آنها باطل است.

٢٠٦٤ فروختن مال غصبى باطل است، و فروشنده بايد پولى را که از خريدار گرفته به او برگرداند.

٢٠٦٥ اگر خريدار قصدش اين باشد که پول جنس را ندهد معامله اشکال دارد.

٢٠٦٦ اگر خريدار بخواهد پول جنس را بعدا از حرام بدهد و از اول هم قصدش اين باشد معامله اشکال دارد، و اگر از اول قصدش اين نباشد معامله صحيح است، ولى بايد مقدارى را که بدهکار است از مال حلال بدهد.

٢٠٦٧ خريد و فروش آلات لهو مثل تار و ساز حتى سازهاى کوچک حرام است.

٢٠٦٨ اگر چيزى را که مى‏شود استفاده حلال از آن ببرند به قصد اين بفروشد که آن را در حرام مصرف کنند، مثلا انگور را به اين قصد بفروشد که از آن شراب تهيه نمايند، معامله آن حرام و باطل است.

٢٠٦٩ خريد و فروش مجسمه و صابون يا چيزهاى ديگرى که روى آن مجسمه دارد اشکال ندارد.

٢٠٧٠ خريدن چيزى که از قمار يا دزدى يا از معامله باطل تهيه شده باطل و تصرف در آن مال حرام است و اگر کسى آن را بخرد بايد به صاحب اصليش برگرداند.

٢٠٧١ اگر روغنى را که با پيه مخلوط است بفروشد، چنانچه آن را معين کند، مثلا بگويد اين يک من روغن را مى‏فروشم، مشترى مى‏تواند معامله را به هم بزند، ولى اگر آن را معين نکند بلکه يک من روغن بفروشد، بعد روغنى که پيه دارد بدهد، مشترى مى‏تواند آن روغن را پس بدهد و روغن خالص مطالبه نمايد.

٢٠٧٢ اگر مقدارى از جنسى را که با وزن يا پيمانه مى‏فروشند به زيادتر از همان جنس بفروشد، مثلا يک من گندم را به يک من و نيم گندم بفروشد ربا و حرام است، و گناه يک درهم ربا بزرگتر از آن است که انسان هفتاد مرتبه با محرم خود زنا کند، بلکه اگر يکى از دو جنس سالم و ديگرى معيوب، يا جنس يکى خوب و جنس ديگرى بد باشد يا با يکديگر تفاوت قيمت داشته باشند، چنانچه بيشتر از مقدارى که مى‏دهد بگيرد باز هم ربا و حرام است، پس اگر مس درست را بدهد و بيشتر ازآن مس شکسته بگيرد، يا برنج صدرى را بدهد و بيشتر از آن برنج گرده بگيرد، يا طلاى ساخته را بدهد و بيشتر از آن طلاى نساخته بگيرد ربا و حرام مى‏باشد.

٢٠٧٣ اگر چيزى را که اضافه مى‏گيرند غير از جنسى باشد که مى‏فروشد، مثلا يک من گندم به يک من گندم و ده تومان پول بفروشد باز هم ربا و حرام است، بلکه اگرچيزى زيادتر نگيرد ولى شرط کند که خريدار عملى براى او انجام دهد، ربا و حرام مى‏باشد.

٢٠٧٤ اگر کسى که مقدار کمتر را مى‏دهد چيزى علاوه کند، مثلا يک من گندم و يک دستمال را به يک من و نيم گندم بفروشد، اگر مقدار کمتر در قيمت مساوى با مقدار بيشتر همجنس آن باشد و کسى که مقدار کمتر را مى‏دهد براى خلاصى از فروش آن به زيادتر از همجنس، چيزى علاوه کند، مثلا يک من گندم اعلا و يک دستمال را به‏يک من و نيم گندم متوسط بفروشد اشکال ندارد، و همچنين است اگر از هر دو طرف چيزى زياد کنند، مثلا يک من گندم و يک دستمال را به يک من و نيم گندم و يک دستمال بفروشد، ولى اگر چيز علاوه براى فرار از ربا باشد، مثلا يک من گندم خوب را به يک من و نيم گندم خوب مثل آن بخواهد نسيه بفروشد و براى فرار از ربا چيزى بر يک من گندم علاوه کند جايز نيست.

٢٠٧٥ اگر چيزى را که مثل پارچه با متر و ذرع مى‏فروشند يا چيزى را که مثل گردو و تخم مرغ با شماره معامله مى‏کنند بفروشد و زيادتر بگيرد، مثلا ده تا تخم مرغ بدهد و يازده تا بگيرد اشکال ندارد.

٢٠٧٦ جنسى را که در بعضى از شهرها به وزن يا پيمانه مى‏فروشند و در بعضى‏از شهرها با شماره معامله مى‏کنند، اگر در شهرى که آن را با وزن يا پيمانه مى‏فروشند زيادتر بگيرد ربا و حرام است و در شهر ديگر ربا نيست.

٢٠٧٧ اگر چيزى را که مى‏فروشد و عوضى را که مى‏گيرد از يک جنس نباشد زيادى گرفتن اشکال ندارد، پس اگر يک من برنج بفروشد و دو من گندم بگيرد معامله صحيح است.

٢٠٧٨ اگر جنسى را که مى‏فروشد و عوضى را که مى‏گيرد از يک چيز عمل آمده باشد بايد در معامله زيادى نگيرد، پس اگر يک من روغن بفروشد و در عوض آن يک من و نيم پنير بگيرد ربا و حرام است، و احتياط واجب آن است که اگر ميوه رسيده را با ميوه نارس معامله کند زيادى نگيرد.

٢٠٧٩ جو و گندم در ربا يک جنس حساب مى‏شود، پس اگر يک من گندم بدهد و يک من و پنج‏سير جو بگيرد ربا و حرام است، و نيز اگر مثلا ده من جو بخرد که سر خرمن ده من گندم بدهد، چون جو را نقد گرفته و بعد از مدتى گندم را مى‏دهد مثل آن است که زيادى گرفته و حرام مى‏باشد.

٢٠٨٠ اگر مسلمان از کافرى که در پناه اسلام نيست ربا بگيرد اشکال ندارد،و نيز پدر و فرزند و زن و شوهر مى‏توانند از يکديگر ربا بگيرند.

شرايط فروشنده و خريدار

٢٠٨١ براى فروشنده و خريدار شش چيز شرط است: اول: آنکه بالغ باشند. دوم:آنکه عاقل باشند. سوم: آنکه حاکم شرع آنان را از تصرف در اموالشان جلوگيرى نکرده باشد. چهارم: آنکه قصد خريد و فروش داشته باشند، پس اگر مثلا به شوخى بگويد مال خود را فروختم، معامله باطل است. پنجم: آنکه کسى آنها را مجبور نکرده باشد. ششم: آنکه جنس و عوضى را که مى‏دهند مالک باشند، يا مثل پدر و جد صغير اختيار مال در دست آنان باشد. و احکام اينها در مسايل آينده گفته خواهد شد.

٢٠٨٢ معامله با بچه نابالغ باطل است، اگر چه پدر يا جد آن بچه به او اجازه داده باشند که معامله کند، ولى اگر بچه مميز باشد و چيز کم قيمتى را که معامله آن براى بچه‏ها متعارف است معامله کند، اشکال ندارد. و نيز اگر طفل وسيله باشد که پول را به فروشنده بدهد و جنس را به خريدار برساند يا جنس را به خريدار بدهد و پول را به فروشنده برساند، چون واقعا دو نفر بالغ با يکديگر معامله کرده‏اند، معامله صحيح است، ولى بايد فروشنده و خريدار يقين داشته باشند که طفل جنس و پول را به صاحب آن مى‏رساند.

٢٠٨٣ اگر از بچه نابالغ چيزى بخرد يا چيزى به او بفروشد بايد جنس يا پولى را که از او گرفته به صاحب آن بدهد يا از صاحبش رضايت بخواهد، و اگر صاحب آن را نمى‏شناسد و براى شناختن او هم وسيله‏اى ندارد بايد چيزى را که از بچه گرفته از طرف صاحب آن مظالم بدهد، ولى اگر چيزى را که گرفته مال خود صغير باشد بايد به ولى‏اش برساند، و اگر او را پيدا نکرد به حاکم شرع بدهد.

٢٠٨٤ اگر کسى با بچه نابالغ معامله کند و جنس يا پولى که به بچه داد از بين برود، نمى‏تواند از بچه يا ولى او مطالبه کند.

٢٠٨٥ اگر خريدار يا فروشنده را به معامله مجبور کنند، چنانچه بعد از معامله راضى شود و بگويد راضى هستم معامله صحيح است، ولى احتياط مستحب آن است‏که دوباره صيغه معامله را بخوانند.

٢٠٨٦ اگر انسان مال کسى را بدون اجازه او بفروشد، چنانچه صاحب مال به فروش آن راضى نشود و اجازه نکند معامله باطل است.

٢٠٨٧ پدر و جد پدرى طفل در صورتى مى‏توانند مال طفل را بفروشند که براى‏او مفسده نداشته باشد ، بلکه بهتر آن است که تا مصلحت نباشد نفروشند، اما وصى پدر و وصى جد پدرى و حاکم شرع فقط در صورتى مى‏توانند مال طفل را بفروشند که مصلحت طفل در آن باشد.

٢٠٨٨ اگر کسى مالى را غصب کند و بفروشد و بعد از فروش صاحب مال معامله را براى خودش اجازه دهد معامله صحيح است، و احتياط واجب آن است‏که مشترى و صاحب مال در منفعتى که براى جنس و عوض آن بوده با يکديگر مصالحه کنند.

٢٠٨٩ اگر کسى مالى را غصب کند و بفروشد به قصد اين که پول آن، مال خودش باشد، چنانچه صاحب مال معامله را اجازه نکند معامله باطل است، و اگر براى کسى هم که مال را غصب کرده اجازه نمايد صحيح بودن معامله اشکال دارد.

شرايط جنس و عوض آن

٢٠٩٠ جنسى که مى‏فروشند و چيزى که عوض آن مى‏گيرند پنج‏شرط دارد. اول : آنکه مقدار آن با وزن يا پيمانه يا شماره و مانند اينها معلوم باشد. دوم : آنکه بتوانند آن را تحويل دهند، بنابر اين فروختن اسبى که فرار کرده صحيح نيست ولى اگر بنده‏اى را که فرار کرده با چيزى که مى‏تواند تحويل دهد مثلا با يک فرش بفروشد اگر چه آن بنده پيدا نشود معامله صحيح است و در غير بنده مشکل است سوم: خصوصياتى را که در جنس و عوض هست و به واسطه آنها ميل مردم به معامله فرق مى‏کند، معين نمايد. چهارم: کسى در جنس يا در عوض آن حقى نداشته باشد، پس مالى را که انسان پيش کسى گرو گذاشته بدون اجازه او نمى‏تواند بفروشد. پنجم: آن که بنابر احتياط خود جنس را بفروشد، نه منفعت آن را، اگرچه جايز بودن خالى از قوت نيست، پس اگر مثلا منفعت‏يک ساله خانه را بفروشد صحيح است. و چنانچه خريدار به جاى پول منفعت ملک خود را بدهد، مثلا فرشى را از کسى بخرد و عوض آن منفعت‏يک ساله خانه خود را به او واگذار کند اشکال ندارد. و احکام اينها در مسائل آينده گفته خواهد شد.

٢٠٩١ جنسى را که در شهرى با وزن يا پيمانه معامله مى‏کنند، در آن شهر انسان بايد با وزن يا پيمانه بخرد، ولى مى‏تواند همان جنس را در شهرى که با ديدن معامله مى‏کنند با ديدن خريدارى نمايد.

٢٠٩٢ چيزى را که با وزن خريد و فروش مى‏کنند با پيمانه هم مى‏شود معامله کرد،به اين طور که اگر مثلا مى‏خواهد ده من گندم بفروشد با پيمانه‏اى که يک من گندم مى‏گيرد ده پيمانه بدهد.

٢٠٩٣ اگر يکى از شرطهايى که گفته شد در معامله نباشد معامله باطل است،ولى اگر خريدار و فروشنده راضى باشند که در مال يکديگر تصرف کنند تصرف آنها اشکال ندارد.

٢٠٩٤ معامله چيزى را که وقف شده باطل است، ولى اگر بطورى خراب شود که نتواند استفاده‏اى را که مال براى آنها وقف شده از آن ببرند ، مثلا حصير مسجد بطورى پاره شود که نتوانند روى آن نماز بخوانند فروش آن اشکال ندارد، و در صورتى که ممکن باشد بايد پول آن را در همان مسجد به مصرفى برسانند که به مقصود وقف کننده نزديکتر باشد.

٢٠٩٥ هرگاه بين کسانى که مال را براى آنان وقف کرده‏اند به طورى اختلاف پيدا شود که اگر مال وقف را نفروشند گمان آن برود که مال يا جانى تلف شود مى‏توانند آن مال را بفروشند و بين موقوف عليهم تقسيم نمايند، ولى چنانچه اختلاف با تنها فروختن و تهيه مکان ديگر برطرف مى‏شود، لازم است آن موقوفه به محل ديگر تبديل و يا با پول فروش آن محل ديگر خريده شود و به جاى مکان اول و در همان جهت وقف اولى وقف گردد.

٢٠٩٦ خريد و فروش ملکى که آن را به ديگرى اجاره داده‏اند اشکال ندارد، ولى استفاده آن ملک در مدت اجاره مال مستاجر است، و اگر خريدار نداند که آن ملک را اجاره داده‏اند يا به گمان اين که مدت اجاره کم است ملک را خريده باشد پس از اطلاع مى‏تواند معامله خودش را به هم بزند.

صيغه خريد و فروش

٢٠٩٧ در خريد و فروش لازم نيست صيغه عربى بخوانند، مثلا اگر فروشنده به فارسى بگويد اين مال را در عوض اين پول فروختم و مشترى بگويد قبول کردم معامله صحيح است، ولى خريدار و فروشنده بايد قصد انشا داشته باشند، يعنى به گفتن اين دو جمله مقصودشان خريد و فروش باشد.

٢٠٩٨ اگر در موقع معامله صيغه نخوانند ولى فروشنده در مقابل مالى که از خريدار مى‏گيرد مال خود را ملک او کند و او بگيرد معامله صحيح است و هر دو مالک مى‏شوند.

خريد و فروش ميوه‏ها

٢٠٩٩ فروش ميوه‏اى که گل آن ريخته و دانه بسته به طورى که معمولا ديگر از آفت گذشته باشد پيش از چيدن صحيح است، و نيز فروختن غوره بر درخت اشکال ندارد.

٢١٠٠ بريزد بفروشند بايد چيزى که داراى ماليت و قابل فروش جداگانه و ملک فروشنده باشد با آن ضميمه نمايند.

٢١٠١ اگر خرمايى را که زرد يا سرخ شده بر درخت بفروشند اشکال ندارد، ولى نبايد عوض آن را خرما بگيرند.


تعداد آنلاین: 11
بازدید امروز: 119
بازدید صفحات امروز: 85
بازدید این ماه: 49734
بازدید کل: 621557

برای مشاوره و عضویت و پشتیبانی با ما تماس بگیرید

09014010057

09014010087

03132343828

ارتباط پیامکی با ما

300074918


 کلیه حقوق این پرتال متعلق به طرح جهانی حقالله می باشد

Copyright © 2013-2015  Haghollah.iR       طراحی و اجرا : ایده سازان جاوید مهدا